![]() |
![]() |
|
| اگه کلیک نکنی واقعا ضرر کردی هر چی بخوای هست |
|
یک طالع بینی عجیب، واقعی و جدید!!! تاریخ تولد را به عدد
بنویسید، به هر ترتیبی که بنویسید تفاوتی نمیکند اما برای اینکه ترتیب ثابتی را
رعایت کنید، اول شماره ی ماه، بعد روز و بعد سال را به صورت کامل بنویسید. اطمینان حاصل کنید که
تاریخ تولدی که در دست دارید کاملا دقیق و درست باشد. برای نشان دادن مراحل
انجام عمل؛ من 16 آوریل 1984
را مثال می زنم،(27 فروردین 1363). تاریخ تولد را به عدد
بنویسید، به هر ترتیبی که بنویسید تفاوتی نمی کند اما برای اینکه ترتیب ثابتی را
رعایت کنید، اول شماره ی ماه، بعد روز و بعد سال را به صورت کامل بنویسید.
1984/16/4 شماره ی ماه ها را
اشتباه نکنید: 1- ژانویه(January) 2- فوریه(February) 3- مارس(March) 4- آوریل(April) 5- مه(May) 6- ژوئن(June) 7- ژوئیه(July) 8- آگوست(August) 9- سپتامبر(September) 10-اکتبر(October) 11- نوامبر(November) 12-دسامبر(December) بین تک تک رقم ها علامت
+ بگذارید، حتی صفرها؛ بعد رقم ها را با هم جمع کنید تا به حاصل جمع برسید. در
مثال 16/4/1984 به این شکل عمل می کنیم: 33=4+8+9+1+6+1+4 وقتی تمام رقم های تاریخ
تولد را با هم جمع کردید و به یک حاصل جمع رسیدید، بین دو عدد حاصل جمع هم علامت +
بگذارید و آنها را با هم جمع کنید. 6=3+3=33 اگر حاصل جمع اولیه ی
شما به صفر ختم شود، مانند 20، 30 یا 40، باز هم جمع کنید. برای اعداد تولد قرن
بیستم، شما همیشه در پایان به یکی از اعداد زیر می رسید: 12 یا
11،10،9،8،7،6،5،4،3،2 یکبار دیگر جمع بستن خود
را کنترل کنید تا مطمئن شوید دقیقا عدد زندگی درست را بدست آورده اید. انرژی های هر یک از
اعداد: (1)خلاقیت و اعتماد به
نفس (2) همکاری و تعادل (3)بیان و احساسات (4)ثبات قدم و مراحل (5)آزادی و انضباط (6)بینش و پذیرش (7)اعتماد و گشاده دلی (8)وفور و قدرت (9)تمامیت و عقل (0)استعدادهای درونی آنها که عدد زندگیشان دو
رقمی است، انرژی درونی اشان از ترکیب دو عدد به دست می آید. مثلا آنکه عدد زندگی اش
10 است، ترکیبی از انرژی 1 و انرژی 0 می باشد.11 مشخص کننده دو مرتبه 1 است که
تمام مشکلات و ویژگی های یک را دو برابر قوی تر می کند. بدون در نظر گرفتن عدد
تولدمان، همه ی ما سهمی از تمام مشکلات همراه با اعداد 1 تا 9 را در خود داریم. با
وجود آنکه ممکن است آگاهانه با بعضی یا تمام این انرژی ها ارتباط داشته باشیم، اما
انرژی عدد زندگی خودمان در دراز مدت تاثیر بسیار بیشتر و شدیدتری بر زندگیمان
دارد. 1 ها خلاقیت و اعتماد به
نفسشان را بروز می دهند. 2 ها به صورت
سیاستمدارانی تکامل یافته و متعادل در می آیند. 3 ها با بیان و
حساسیتشان خود را بالا می کشند. 4 ها به مراحل قدم به
قدم برای رسیدن به اهدافشان غلبه می کنند. 5 ها از طریق انضباط به
آزادی درونی می رسند. 6 ها تصویر بزرگتر را می
بینند و به قبول کمال ذاتی دنیا می رسند. 7 ها در به روی ایمان به
خودشان و دیگران می گشایند. 8 ها به قدرت و فراوانی
می رسند و آن را در راه هدف برتر مصرف میکنند. 9 ها با نمونه قرار
گرفتن و الهام بخشیدن به دیگران در مورد تمامیت عقل برترشان، دیگران را رهبری می
کنند. معنای اعداد در معرفی انرژی ها،
مشکلات و معانی هر یک از ارقام، باید به خاطر داشته باشید که انگیزه ها و قدرت های
همراه با هر یک از اعداد ممکن است تا به حال به ظهور رسیده باشند و یا فعلا تا
مدتی پنهان بمانند. عواملی مانند تاریخ خانوادگی، عادات شخصی و ارزش نهادن به خود
ممکن است بر زمان ظهور این انرژی ها تاثیر بگذارد. 1)خلاقیت و اعتماد وقتی مانعی در جلوی
جریان انرژی نباشد، به صورت طبیعی انرژی خلاقه تبدیل به دستاوردهای واقعی می شود.
وفور چنین انرژی به 1 ها قدرت میدهد که در هر کاری که می کنند خلاقیت خود را به
ظهور برسانند، همین انرژی مانند رودخانه ای روان نیاز به حرکت و بیان دارد و اگر
راه های مناسب برای جریان یافتن آن به وجود نیاید ممکن است خود را به صورت
اعتیادهای خطرناک و ویرانگر به ظهور برساند. 2)همکاری و تعادل انرژی 2ها از آنها منبع
قدرت، پشتیبانی و همکاری در خدمت به خلق می سازد. اما آنها ابتدا باید حدود و
مرزها و سطوح مسئولیت های خود را مشخص کنند و اگر نه ممکن است در کمک کردن به
دیگران زیاده روی کرده و بعد سرخورده، خود را کنار بکشند.لازم است آنها از زیاده
روی در خدمت کردن که منجر به رنجش و مقاومت خودشان می شود خودداری کنند. 3)بیان و حساسیت لازمه ی اجرای هدف زندگی
3 ها آوردن بیان سازنده ی احساسی به این دنیا است و این کار با در میان گذاردن
احساسات و عقایدشان از مستقیم ترین، مثبت ترین و صادقانه ترین روش ممکن انجام می
پذیرد. آنها نیاز دارند که راه هایی برای به عمل آوردن قدرت های بیانگر و حساسیت
هایشان در راه بالا بردن دیگران، نه تحقیر کردن آنها، استفاده کنند. 4)ثبات و مراحل همانطور که در هر
ساختمان و خانه ای می بینیم، 4 ها هم باید یک زیر بنای محکم و پابرجا بسازند و بعد
با طی مراحل گام به گام بعدی به سوی کامل کردن هدف های خود پیش روند. 4 ها با
متعادل ساختن قدرت با انعطاف پذیری و تجزیه و تحلیلی ، می توانند به هدف
هایشان برسند. 5)آزادی و انضباط افراید که با انرژی 5
کار می کنند، نوزایی مجدد خود را در جستجوس آزادی از طریق طیف وسیعی از تجربیات
مستقیم به دست می آورند. گاهی این کار آنها را در به عهده گرفتن بیش از حد رهبری
می کنند. آنها به این دنیا آمده اند تا از طریق انضباط ، توجه و تمرکز به عمق
تجربیات دست یابند. آنها ممکن است بین دو سر حد وابستگی بیش از حد و استقلال بیش
از حد در نوسان باشند تا وقتی به آزادی درونی خودشان برسند. 6)پذیرش و بینش بینش زیبایی، پاکی و
ایدآل های برتر آنها که با نیروی 6 کار میکند ممکن است از طریق قضاوت در مورد
خودشان، دیگران و دنیا آلوده شود. هدف آنها باید تشخیص کمال برتر یا متعادل در هر
کس یا هر چیز باشد. در عین حال که خودشان و دیگران را قبول می کنند به سوی ایده آل
های برتر حرکت کنند. 7)اعتماد و گشاده دلی آنها که با عدد 7 کار می
کنند، ذهن های بسیار نافذی دارند. آنها از زیبایی دنیای بیرون، زمین ، دریا، گل
ها، باد و آسمان لذت می برند. آنها به این دنیا آمده اند تا به عقل و عشق درونی
خودشان اعتماد کنند و تا آن حد به روح برتری که در درونشان در کار است ایمان داشته
باشند که از پناهگاهشان بیرون آیند و با گشاده دلی احساساتشان را با دیگران در
میان بگذارند. 8)وفور قدرت بیشتر 8 ها یا در طلب
پول، قدرت، کنترل، مقام و شهرت هستند و یا از آنها می گریزند. در همین حوزه هم هست
که بزرگترین مبارزات و بزرگترین رضایت برای آنها وجود دارد. آنها به این دنیا آمده
اند تا با به کار بردن وفور و قدرت در خدمت یک هدف برتر باشند نه اینکه ان را هدف
خود بدانند. 9)تمامیت و عقل هدف زندگی 9ها ، آنها را
به سوی برترین تمامیت می خواند. در حقیقت توقعش این است که 9 ها با قرار گرفتن در
خط اصول برتر و الگو قرار دادن خود، به دیگران الهام بخشند. آنها با عمق و جاذبه ی
طبیعیشان اغلب در مقام رهبری قرار می گیرند و به صورت نمونه های تمامیت، تعادل، و
عقل و یا به صورت نمونه ی فاقد آن صفات زندگی میکنند. جنبه های مثبت و منفی
اعداد هدف زندگی به صورت مثبت به صورت منفی 1)خلاقیت و اعتماد انرژی و الهامات برترش
را در راه های خلاق و کمک به کار می اندازد. به خودش مطمئن است. احساس بسته بودن، باز
داشته شدن و یاس می کند، احساس حقارت، بیماری، بی حالی، و سنگینی و ناامنی دارد و
احتمالا معتاد است. 2)همکاری و تعادل در مورد محدودیت ها و
مرزهای شخصی خود حس روشنی دارد. به خودش و دیگران به یک نسبت کمک می کند. احساس غرق شدگی و یا
پایمال شدگی دارد، مقاوم است و عکس العمل نشان میدهد. کارها را با همکاری
بیش از حد شروع می کند و بعد ناگهان خود را کنار می کشد. 3)بیان و احساسات بیانی صمیمانه، از ته
دل، و تعالی بخش دارد. با الهام بخشی، حساسیت و شادمانی ارتباط برقرار می کند. احساس افسردگی و ناامیدی
می کند، بیش از حد حساس است، شکایت و انتقاد می کند و بسیار به خود شکاک است. 4)ثبات و قبول مراحل به خوبی آماده می شود و
قدم به قدم پیش می رود. صبورانه راهش را ادامه می دهد. منطق را با احساسات متعادل
می سازد. همه چیز را یک باره و
همین الان می خواهد. از روی پله ها می پرد. زیاده خواه، عجول، و گیج است. ثبات قدم
و پشت کار کمی دارد. 5)آزادی و انضباط مواهب و ذوق های مختلفی
را به صورتی متمرکز به کار می گیرد. برای رسیدن به استقلال انضباط عملی دارد. بین وابستگی بیش از حد و
عدم وابستگی در نوسان است، پریشان است، بیش از حد تلاش میکند، متظاهر و بلوف زن
است. 6)بینش و پذیرش تصویر بزرگتر را میبیند،
بخشنده و صبور است، کارش را عالی انجام می دهد بدون اینکه در دام کمال گرایی
بیفتد. خودش و دیگران را قبول می کند. بیش از حد منتقد است. خودش
و دیگران را با معیارهای کمال طلبانه قضاوت می کند، در جزییات کم اهمیت غرق می
شود. 7)اعتماد و گشاده دلی به درونی ترین احساساتش
اعتماد می کند. آنقدر به دیگران اعتماد دارد که قلب خود را به روی او بگشاید.از
نظر احساسی خطر می کند و احساساتش را در میان می گذارد. احساس تلخی، گول خوردگی،
و دیوانگی دارد. از ذهنش به عنوان یک سپر استفاده می کند. به خودش و دیگران اعتماد
ندارد. 8)وفور و قدرت از وفور و تاثیر گذاری
بدون ترس یا سوئ استفاده لذت می برد. مواهب الهی را با دست و دلبازی و عاقلانه با
دیگران قسمت می کند. از مشکلات مربوط به پول،
قدر و شهرت هم می ترسد و هم گرفتار آنهاست. برای خود کارشکنی می کند. 9)تمامیت و عقل در خط اصول برتر زندگی
می کند. با مثال وجودیش دیگران را رهبری می کند. تجلی دهنده ی عمق، جذابیت، و عقل
است. اهداف برتر را گم کرده،
احساس تنهایی و بریدگی می کند. در ذهنیتش گم شده و ارتباط خود را با قلب و رهبر
الهامیش از دست داده است. 0)استعدادهای درونی از مواهب حساسیت، قدرت،
بیانگری، و الهام در خدمت به دیگران و برای اهداف برتر استفاده می کند. بیش از حد حساس و عصبی
است. کله شق، با زبانی طعنه زن و نیش دار، در مقابل احساسات درونی و الهامات گیج
است. با وجود اینکه هیچ عدد
خاصی بر مشکلات یا امکانات انحصار به خصوصی ندارد، می توانیم عمومی ترین تمایلات و
کیفیات همراه با هر یک از این اعداد را خلاصه کنیم. این تمایلات در کسانی که
آن ارقام را در هر جای تولدشان دارند، ظهور می کند. (سیر تحول انرژی ها؛ از
ناتوانی به قدرت): هر یک از اعداد دارای
طیفی از کیفیات هستند که از منفی ترین تمایلات (ناتوانی ها) تا صفات مثبت (توانایی
ها) را در بر می گیرد: آنها که با عدد (1) کار
می کنند می توانند از عدم امنیت و اعتماد به قدرت های خلاقه و اعتماد به نفس
برسند. آنها که با عدد (2) کار
می کنند می توانند از وابستگی متقابل و رنجش به تعادل و سیاستمداری برسند. آنها که با عدد (3) کار
می کنند می توانند از افسردگی و تحمیل خود به بیانگری و الهام برسند. آنها که با عدد (4) کار
می کنند می توانند از عدم ثبات و عدم قاطعیت به قابلیت اعتماد به نفس برسد. آنها که با عدد (5) کار
می کنند می توانند از احساساتی باز و وابستگی به زیرکی و اعتماد به نفس برسند. آنها که با عدد (6) کار
می کنند می توانند از ناامیدی و انتقادگری به دید بازتر و پذیرش برسند. آنها که با عدد (7) کار
می کنند می توانند از دیوانگی و عزلت گرایی به بصیرت و گشاده دلی برسند. آنها که با عدد (8) کار
می کنند می توانند از گول زدن خود و موقعیت طلبی به ثمر بخشی و دست دلبازی برسند. آنها که با عدد (9) کار
می کنند می توانند از ریاکاری و تعصب به تمامیت و عقل برسند. آنها که با عدد (0) کار
می کنند می توانند از ترس های درونی و حساسیت بیش از حد به توازن با محیط و خدمت
به خلق برسند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 15:0 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
با سلام
آیا دوست دارید تا به هرجایی از دنیا و از طریق اینترنت به صورت کاملا رایگان SMS ارسال کنید؟ اگر پاسخ شما صحیح است پس با ما همراه شوید. کافی است که شما ایمیل خود را در اینجا وارد کنید تا در اولین فرصت یک دعوت نامه برای شما ارسال شود. با کلیک بر روی لینکی که در این ایمیل هست وارد صفحه عضویت می شوید. و با پر کردن فرم یک ایمیل برای شما ارسال میشود. با کلیک بر روی لینک داخل این ایمیل وارد مرحله بعد عضویت می شوید. با پر کردن اطلاعات بلافاصله یک SMS برای شما ارسال می شود که درون آن Pin Code شما قرار دارد. با وارد کردن این کد در سایت عضویت شما کاملا تکمیل شده است. در این مرحله شما 10 Credits دارید که با ارسال هر SMS یک عدد از Credits شما کسر می شود. اما شما می توانید با دعوت از یک دوست و عضویت وی در سایت 10 عدد Credits دریافت نمایید. به همین راحتی و به صورت کاملا رایگان می توانید به هر جایی از دنیا از طریق اینترنت SMS ارسال کنید. کسانی که می خواهند از این سرویس استفاده کنند ایمیل خودشون رو در همین پست وارد کنند تا در اولین فرصت دعوت نامه به آدرس ایمیل شون ارسال شود (به نقل از ترفندستان) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 10:38 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
امروزه انسان با توجه به پیشرفت تکنولوژی توانسته پاسخ بسیاری از سوالات خود را به دست آورد. اما یکی از مواردی که هنوز در پرده ابهام قرار دارد و سوالات بسیاری را در اذهان پیر و جوان و در واقع همه انسان ها به وجود می آورد پدیده «مرگ» است. حتما شما هم این ضرب المثل قدیمی و معروف را شنیده اید که «مرگ شتری است که در خانه همه می خوابد.» در این مطلب اصلا قرار نیست مرگ را از منظر فلسفی و یا عرفانی مورد بررسی قرار دهیم بلکه قرار است عجیب ترین و شگفت آورترین مرگ ها را که در طول تاریخ برای افراد مختلف رخ داده بیان کنیم:
۱) آرنولد بنت: داستان نویس انگلیسی(۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت! ۲) آگاتوکلس: (خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد. ۳) آلن پینکرتون: (موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت. ۴) آیزادورا دانکن: (رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد. ۵) اسکندر کبیر: (پادشاه مقدونی ۳۵۶ ،۳۲۳ ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت. ۶) الکساندر: (پادشاه یونان ۸۹۳،۱ ۱۹۲۰) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت. ۷) تامس آت وی: (نمایشنامه نویس انگلیسی ۱۶۵۲، ۱۶۸۵) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد! ۸) تامس می: (مورخ انگلیسی ۵۹۵،۱ ۱۶۵۰) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد. ۹) جان وینسون: (ماجرا جوی بریتانیا ۱۵۵۷، ۱۶۲۹) وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت. ۱۰) جروم ناپلئون بناپارت: (آخرین بناپارت آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۴۵) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت. ۱۱) جورج دوک کلارنس: (انگلیسی ۱۴۴۹،۱۴۷۸) به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد. ۱۲) جیمز داگلاس ارل مورتون: (۱۵۲۵،۱۵۸۱) بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد. ۱۳) رودولفونی یرو: (ژنرال مکزیکی ۱۸۸۰، ۱۹۱۷) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد. ۱۴) زئوکسیس: (نقاش یونان قرن پنجم ق.م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد! ۱۵) ژراردونرال: (نویسنده فرانسوی ۱۸۰۸ ،۱۸۵۵) با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد. ۱۶) فرانسیس بیکن: (۱۵۶۱،۱۶۲۶) براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت. ۱۷) فالک فیتز وارن چهارم: (بارون انگلیسی ۱۲۳۰، ۱۲۶۴) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد. ۱۸) کلادیوس اول: (امپراتور روم ۵۴ ب م. ۱۰ ق.م) با یک پر آغشته به سم خفه شد. ۱۹) کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ۱۸۶۰، ۱۸۹۵) این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت. ۲۰) گریگوری یفیموویچ راسپوتین: (۱۸۷۱،۱۹۱۶) وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند. ۲۱) لایونل جانسن: (شاعر انگلیسی ۱۸۶۷ ،۱۹۰۲) از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت. ۲۲) لنگی کالیر: (کلکسیونر آمریکایی ۱۸۸۶،۱۹۴۷) در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود. ۲۳) مارکوس لیسینیوس کراسوس: (سیاستمدار رومی ۱۱۵، ۵۳ ق.م) این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت. ۲۴) هنری اول: (پادشاه انگلیسی ۱۰۶۸،۱۱۳۵) در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد. ۲۵) یوسف اشماعیلو: (کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 9:32 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
يا جهان به پايان خواهد رسيد ؟ هيچ كس پاسخ اين سوال را بدرستي نميداند ستاره شناسان عقيده دارند كه جهان در حال بزرگ شدن است و شايد اين بزرگ شدن به پايان نرسد اما اين سير ممكن است كندتر شود و يا حتي متوقف گردد و سپس جهان شروع به كوچك شدن كند و سپس كهكشان ها به هم برخورد كرده و هم ديگر را نابود كنند و جهان از بین برود
البته ممکن است زندگی بر روی کره زمین از بین برود و ممکن است از روش هایی همچون:
و در اخر نظریه خودم: به اتمام رسیدن انرژی روی کره زمین: بر طبق نظریه البرت انیشتین انرژی نه به وجود می اید و نه ازبین میرود بلکه از نوعی به نوع دیگر تبدیل میشود پس مقداری انرژی در روی زمین وجود دارد. همیشه دستگاه های وجود دارند که باعث تبدیل انرژی میشوند ولی انرژی صوتی را نمیتوان به نوع دیگر تبدیل کرد شاید شما فکر کنید با میکروفون این کار انجام پذیر است اما کسانی که در چند سال پیش سخن گفتند میکروفون نمی تواند انرا به انرژی الکتریکی تبدیل کند در حالی که انرژی صوتی انان وجود دارد فکر کنم تا اینجا را که برایتان گفتم کافی باشد ولی اگر دنبال توضیحات بیشتری میگردید در قسمت نظرات اعلام کند
و نظریه خودم در مورد پایان یافتن جهان: ممکن است در چندین سال بعد ما شاهد مرگ ستاه های بیشتری باشیم و تولید سیاه چاله های بیشتری و برخورد ستاره های نوترونی بیشتری با یکدیگر که دیگر هیچ ستاره ای وجود نداشته باشد و در نتیجه سیاه چاله ها به جان یکدیگر میافتند و همدیگر را نابود میکنند و جهان به پایان میرسد
اگر نظریه های من از نظر شما غلط هستند لطفا در قسمت نظرات اعلام کنید
استفاده از این مطلب چه با منبع و چه بدون منبع غیر مجاز است و وبلاگ انها با گروه haker boys طرف خواهد شد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 11:40 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
سلام بر همگی چند روزی وبلاگ رو آپ نکردم ولی امروز یه مطلب باهال میذارم
ماده غذایی از بین برنده استرس ماده غذایی از بین برنده استرس |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:58 توسط $=ARIAN=$ |
|
http://tools.fodey.com/generators/animated/ninjatext.asp برو این تو و متنی که دوست داری رو بنویس تا این نینجا کوچولو برات بنویسه |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 16:26 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
خیلی از مردم دوست دارند از جنگ جهانی اول و دوم اطلاعاتی به دست بیارن پس در باره ی جنگ جهانی اول یه پست نوشتم آلمان و تحولات اروپا در آستانه جنگ جهانی اول وحدت آلمان در فاصله سالهای ۱۸۴۸ تا ۱۸۷۱ صورت گرفت و نتیجه جنگهایی بود که ویلهلم اول پادشاه پروس به تحریک بیسمارک با اتریش و فرانسه به راه انداخت. ویلهلم اول، پس از رسیدن به پادشاهی، بیسمارک را به نخستوزیری برگزید. اولین جنگ بین پروس و دانمارک بود که علت آن اختلاف بر سر دوکنشینهای شلسویگ، هلشتاین، لونبورگ بین پادشاه دانمارک و اتحادیه ایالتهای آلمانی بود. بیسمارک از دولت اتریش دعوت نمود تا با پروس در حل اختلاف بین اتحادیه ایالتهای آلمانی و دانمارک همراهی کند و از آنجا که هر دو کشور از کریستیان پادشاه دانمارک خواستند از انضمام شلسویگ به خاک خود چشم بپوشد، و پادشاه دانمارک به این امر راضی نشد آن دو کشور با ۹۰ هزار سپاه به دانمارک حمله نمودند. سپاهیان کریستیان به علت کمی نیروها شکست خوردند و او درخواست صلح نمود و سرانجام به موجب عهدنامهای که در وین منعقد شد دانمارک رسماً از دوکنشینهای سه گانه چشم پوشید. پروس دوکنشین لونبورگ را تصرف کرد و اتریش ۱۵ میلیون مارک غرامت از آن دوکنشین گرفت و حکومت دو دوکنشین دیگر نیز بین دو دولت تقسیم شد. بیسمارک پس از جنگ دانمارک درصدد بود بین پروس و اتریش نیز جنگی ایجاد کند، ولی برای احتیاط ابتدا با ناپلئون سوم امپراتور فرانسه دوست شد و او را راضی نمود تا در جنگ بین پروس و اتریش بیطرف بماند و سپس با ویکتور امانوئل دوم پادشاه ایتالیا بر ضد اتریش معاهدهای منعقد ساخت. پس از آن، اتریش را متهم ساخت که در حکومت هلشتاین از رعایت منافع مشترک دو دولت خودداری کردهاست. همچنین موضوع تغییر وضع اتحادیه دولتهای آلمانی را پیش کشید و مجلس اتحادیه ایالتهای آلمانی به اتریش اعلان جنگ داد. جنگ سادو که آلمانیها آن را کونیگراتس میگویند نتیجه درگیری بین پروس و اتریش را مشخص نمود. بعد از آن دیگر اتریشیها مقاومت جدی نکردند و در فردای جنگ سادو، فرانسو ژوزف درصدد برآمد با ناپلئون سوم صلح نماید. به موجب معاهده پراگ، ایالات شلسویک هولشتاین، هانور الکنرال، هس و فرانکفورت ضمیمه پروس گردید و پروس، که تا این زمان دو قطعه جداگانه بود، به یک مملکت تبدیل شد. بعد از این، بیسمارک با ممالک واقع در شمال رودماین در مورد تشکیل یک اتحادیه جدید به مذاکره پرداخت و این هیئت به اسم ممالک مجتمعه آلمان شمالی در ماه آوریل ۱۸۶۷ تشکیل گردید که شامل ۲۲ مملکت یعنی تمام ممالک آلمان به جز آلمان جنوبی (ممالک باویر و ورتامبرگ و گراندوشه باد) میشد. جنگ فرانسه با آلمان بیسمارک پس از غلبه بر اتریش درصدد به راه انداختن جنگ پروس با فرانسه بود. این جنگ دو علت داشت: اولاً اراده بیسمارک در تکمیل وحدت آلمان به وسیله منضم کردن ممالک جنوی به ممالک مجتمعه شمالی که برای موفقیت در این امر لازم بود احساسات ضد پروسی را در ممالک جنوبی به وسیله احساسی قویتر که کینه نسبت به فرانسه (دشمن ارثی) باشد از بین ببرد؛ ثانیاً دولت فرانسه نتوانست در موقع مساعد اقدامات لازم را انجام دهد و تظاهراتی جنگجویانه داشت. دولت فرانسه از بیسمارک قسمتی از اراضی باویر در ساحل رود رن و همچنین شهر مایانس را تقاضا نمود (پنجم اوت ۱۸۶۶) و چون بیسمارک جواب داد که این تقاضا در حکم جنگ است این تقاضا پس گرفته شد؛ ولی طولی نکشید که فرانسه در ۲۰ اوت الحاق فوری لوکزامبورگ و اجازه الحاق بلژیک را در موقع مساعد درخواست نمود و در مقابل: اولاً پروس را آزادی میداد که در آلمان جنوبی مثل آلمان شمالی آزادانه عمل کند، ثانیاً حاضر شد با پروس قرارداد تعرضی و تدافعی منعقد نماید. بیسمارک هم پیشنهادهای ناپلئون را فوراً با شاهان باویر و ورتمبرگ اطلاع داد و آنها خشمگین شده و قراردادهای نظامی با ویلهلم اول منعقد ساختند. بدین ترتیب، اهالی ایالتهای جنوبی آلمان هم نسبت به فرانسه بدبین شدند. لوکزامبورگ ملک شخصی پادشاه هلند بود و او راضی شد به ۹۰ میلیون فرانک آن را به فرانسه بفروشد؛ اما این خبر هیجانی در آلمان برانگیخت و بیسمارک پادشاه هلند را مجبور ساخت از فروش لوکزامبورگ خودداری نماید و سرانجام این موضوع در کنفرانس لندن مورد بررسی قرار گرفت. اختلاف دیگر بر سر سلطنت اسپانیا بود که در ۱۸۶۸ نام پرنس لئوپلد پسر عم پادشاه پروس به میان آمد و این امر هم موجب نگرانی فرانسه گردید. سرانجام درروز سهشنبه ۱۹ ژوئیه ۱۸۷۰ ناپلئون رسماً به دولت پروس اعلان جنگ داد و در دوم اوت جنگ آغاز شد و تا شش ماه ادامه یافت. در پایان کار فرانسویان شکست خوردند. به موجب عهدنامه فرانکفورت فرانسه مجبور شد آلزاس و لورن را به آلمان واگذار کند، یک میلیارد دلار غرامت بدهد و اجازه دهد آلمان استحکامات مهم فرانسه را تا زمان پرداخت غرامت در تصرف داشته باشد. شکست فرانسه در ۱۸۷۱ موجب تشکیل امپراتوری آلمان گردید، باویر، ورتمبرگ و باد به اتحادیه آلمان شمالی پیوستند و پادشاه پروس ویلهلم اول به مقام امپراتوری رسید. امپراتوری ۲۵ دولت نامتساوی و همچنین سرزمین آلزاس و لورن را که از فرانسه جدا شده بود شامل میشد. مجلس امپراتوری (رایشتاگ) با آراء عمومی انتخاب میشد و احزاب برجسته آن عبارت بودند از محافظهکاران، کاتولیکها، آزادیخواهان و سوسیالیستها. بیسمارک سیاست جهاد برای تمدن را در پیش گرفت و اصلاحاتی انجام داد. اتفاق امپراتوران سه گانه دولت آلمان پس از آنکه بر امپراتوریهای اتریش و فرانسه پیروز شد قدرتمندترین دولت اروپا گردید و قوای نظامی آن بر سایر کشورها برتری یافت ولی از انتقام فرانسه بیم داشت و میترسید دول بزرگ اروپا برضد او متحد شوند. به همین علت پس از مصالحه فرانکفورت، با اتریش طرح دوستی ریخت. در سال ۱۸۷۱ در طی ملاقات ویلهلم اول و فرانسوا ژوزف این پیمان محکم شد. سال بعد الکساندر دوم تزار روسیه که شخصاً به امپراتور آلمان علاقهمند بود، با آن دو دولت همراه شد و این پیمان به اتفاق امپراتوران سهگانه معروف شد. (اکتبر ۱۸۷۳) جنگ روسیه و عثمانی جنگ بین روسیه و عثمانی که در ۱۸۷۷ آغاز شده بود به پایان رسید و روسها در سوم مارس ۱۸۷۸ معاهده سن استفانو را به ترکها تحمیل نمودند. برای رفع اختلاف در این مورد کنگره برلین در ژوئیه ۱۸۷۸ بین کشورهای اروپایی تشکیل شد. تزار نسبت به بیسمارک و روشی که در کنگره اعمال کرده بود خشمگین بود و الکساندر دوم رهبر آلمان را به مانند، یک خائن نگاه میکرد و در نتیجه، اتفاق سه امپراتور از بین رفت. همچنین در سال بعد رقابت روسیه و اتریش در بالکان موجب مداخله آلمان شد و چون اتریش از نژاد ژرمن بود آلمان از اتریش طرفداری کرد. از این رو اتحاد سهگانه به اتحاد دوگانه تبدیل شد. به موجب این معاهده آلمان و اتریش قبول نمودند که در هنگام لزوم به هم یاری برسانند و هیچگاه جداگانه با دشمن صلح نکنند. شکلگیری اتحاد مثلث سه سال بعد در سال ۱۸۸۲ پیمان دوجانبه به پیمان سهجانبه تبدیل گردید و ایتالیا به آن ملحق شد. براساس مواد محرمانه این پیمان، اگر ایتالیا یا آلمان مورد حمله فرانسه واقع میشد هر سه کشور با مهاجم وارد جنگ میشدند. ایتالیاییها، که از قدرت دریایی ترس داشتند، اعلام کردند اگر بریتانیا در این حملات شرکت داشته باشد، این پیمان اجرا نشود. چون ایتالیا از تصرف تونس توسط فرانسه در ۱۸۸۱ ناراضی بود و از طرف دیگر آلمان به آن کشور پیشنهاد کرده بود که برای حفظ لیبی کمکش کند در نتیجه، ایتالیا نیز مایل بود که وارد اتحاد با آلمان شود (اکتبر ۱۸۸۱). این اتحاد در ابتدا پنج ساله بود ولی بعداً در سالهای ۱۸۸۷ و ۱۸۹۱ و ۱۹۰۲ و ۱۹۱۲ تجدید شد. در این اتحاد مثلث، آلمان بر دو دولت دیگر مسلط بود و آنها غالباً تابع دستورهای آلمان بودند و در اختلافات بین اتریش و ایتالیا، آلمان همیشه واسطه بود ولی بیشتر از اتریش حمایت مینمود. همچنین قراردادهای مخصوصی در مورد طرابلس، آلبانی و مقدونیه و ممالک بالکان بین دولتهای سهگانه امضا شد که موجب تحکیم اتحاد مثلث میگردید. در بین این سه دولت اختلافاتی هم وجود داشت؛ ایتالیا و اتریش در شبه جزیره بالکان و قسمت شرقی مدیترانه با هم اختلاف داشتند و ایتالیا از اتحاد با اتریش ناراضی بود، ولی چون اتحاد با آلمان را برای جلوگیری از تجاوزات اتریش ضروری میدانست مجبور به تحمل بود. در سال ۱۹۱۱، که ایتالیا با عثمانی بر سر طرابلس در حال جنگ بود، این خطر وجود داشت که اتحاد ایتالیا و آلمان از بین برود؛ زیرا آلمان از دربار قسطنطنیه امتیازات خوبی گرفته بود و برای عثمانی اسلحه و مهمات میفرستاد. بنابر این در اتحاد مثلث وحدت واقعی بین کشورهای ژرمنی نژاد آلمان و اتریش بود و ایتالیا چندان به حساب نمیآمد. ایتالیا هم ظاهراً در اتحاد مثلث بود و از سال ۱۹۰۱در واقع با متحدین نبود و روش خاصی را در پیش گرفت. مقدمات شکلگیری اتفاق مثلث بعد از کنگره برلین، که روسها از آلمانیها رنجیدند، دولت فرانسه، که منتظر فرصت بود و مایل بود روسیه را به سوی خود جلب کند، از فرصت استفاده نمود؛ ولی تا زمانی که بیسمارک، بر سر کار بود این امر ممکن نشد. در سال ۱۸۹۰، بعد از برکناری بیسمارک سیاست غیرعاقلانه ویلیهام دوم موجب نزدیکی فرانسه و روسیه گردید. دولت فرانسه به تزار روس وعده کمک مالی داد و تزار هم که برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود به سرمایه خارجی نیاز داشت با این امر موافقت نمود و سرانجام در اوت ۱۸۹۱ اتحاد بین دو کشور برقرار گردید. البته بعد از شکست روسیه از ژاپن در ۱۹۰۵ اساس اتحاد فرانسه و روسیه متزلزل شد؛ ولی به هر حال، فرانسه در مقابل اتحاد مثلث به دوستی احتیاج داشت؛ همچنین، علاوه بر نیاز سیاسی، ارتباطات مالی نیز بین دو کشور برقرار شده بود و فرانسه ۱۳ میلیارد فرانک به روسیه وام داده بود. در مه ۱۹۰۳ ادوارد هفتم از پاریس دیدن کرد و در این دیدار از نظر تحسینبرانگیز مردم انگلیس نسبت به فرانسه و از افتخارات فرانسه در طول سالیان و از دوستی مردم انگلیس و فرانسه سخن گفت. در ماه اوت همان سال رئیسجمهوری فرانسه به اتفاق وزیر امور خارجه آن کشور از لندن دیدار کرد و در هفتم آوریل ۱۹۰۴ عهدنامه معروف بین فرانسه و انگلیس به امضا رسید. موارد مورد اختلاف شامل امور مربوط به ماهیگیری در پهنه دریای ارض جدید، مسئله سیام، ماداگاسکار و مهمترین مسئله آزادی عمل فرانسه در مراکش و آزادی فعالیت انگلیس در مصر بود. فرانسه پس از اتحاد با انگلیس به فعالیت در مراکش پرداخت و واکنش آلمان چنین بود که در مارس ۱۹۰۵م ویلیهام دومدر طنجه حضور یافت و نطق مفصلی را در مورد استقلال مراکش بیان نمود، هدف آلمان از این اقدام برهم زدن اتحاد جدید فرانسه و انگلیس بود. برای حل این موضوع در ۱۹۰۶ یک کنفرانس بینالمللی در الجزیره برگزار شد که در آن انگلیسیها از فرانسویها حمایت کردند و کوشش آلمان برای برهم زدن اتحاد بین انگلیس و فرانسه به نتیجهای نرسید. در ۱۹۱۱ بحران دیگری بر سر مراکش به وجود آمد. یک فروند ناو جنگی آلمانی به نام یوزپلنگ برای حفظ منافع آلمان وارد اغادیر شد و آلمانیها پیشنهاد کردند که اگر کنگوی فرانسه به آنها داده شود آنها دیگر مزاحمتی ایجاد نخواهند کرد و سرانجام آلمانیها توانستند به اراضی کوچکی در افریقا دست یابند. نزدیکی روس و انگلیس دولت فرانسه با روسیه دوست بود، انگلیس هم متحد ژاپن به شمار میآمد و روس و ژاپن دشمن خطرناک یکدیگر بودند؛ اما منافع روس و انگلیس چنین اقتضا مینمود که روس و ژاپن به اتحاد فرانسه و انگلیس وارد شوند؛ ولی بلندپروازی روسها در این تاریخ و قدرت نظامی آن و همچنین نزدیکی امپراتور روس و آلمان که روابط آنها دوستانه بود مانع این کار میشد. مشکل اول با شکست روسیه از ژاپن حل شد. اختلافات دیگر روس و انگلیس بر دو مسئله دیگر متمرکز بود: یکی بالکان برای تصرف بغازها و دیگری در ایران که انگلیس دوست داشت این مناطق کاملاً در اختیار خودش باشد. مسئله دیگر که باعث سردی روابط انگلیس و آلمان شده بود برخورد قیصر آلمان در موضوع ترانسوال بود؛ زیرا هنگامی که پل کروگر حاکم ترانسوال میخواست به ترانسوال استقلال بدهد و در پی متحدی در برابر سیسیل رودز و انگلیس بود تنها قدرتی را انتخاب نمود که سرزمینهایی در افریقای جنوبی داشت و آن کشور آلمان بود پس از پیروزی بوئرها تلگرافی از سوی قیصر آلمان برای او فرستاده شد با این مضمون: «من دوستانه به شما تبریک میگویم که شما بدون دریافت کمک خارجی گروههای مسلح را سرکوب نمودید و توانستید صلح و آرامش را برقرار نمائید» و این برخورد قیصر برای روابط انگلیس و آلمان عواقب جدی داشت؛ زیرا قیصر از کروگر که دشمن انگلیس بود حمایت کرده بود. مسئله دیگر صادرات روزافزون آلمانیها بود زیرا در سال ۱۸۹۵ در انگلیس رسالهای تحت عنوان ساخت آلمان منتشر شد که خطر صادرات روزافزون آلمان را برای انگلیس تشریح میکرد. مسئله دیگر که ایجاد خطر برای انگلیس مینمود پیشرفت نیروی دریایی آلمان بود. ویلیهام دوم از سال ۱۹۰۰ به تقویت نیروی دریایی آلمان پرداخت و علناً اظهار نمود که آلمان نمیتواند به نیروی زمینی قناعت کند و باید در نیروی دریایی بر همه کشورها برتری داشته باشد. انجمنی به نام اتحاد دریایی آلمان تشکیل داد و به کمک آن هزینه لازم را برای ساختن کشتیهای جنگی تأمین نمود. همچنین پیشرفتهای تجاری و صنعتی آلمان نیز باعث شکست بازار تجارت و صنعت شده بود. به هر حال، این سوال مطرح است که چرا انگلیس در بین روسیه و آلمان، اولی را انتخاب نمود: چون منافع انگلیس هم از طرف روس و هم از طرف آلمان تهدید میشد؛ از یک طرف خطر توسعه نفوذ روس، و از سوی دیگر خطر نفوذ آلمان در آسیای صغیر و خلیج فارس و اتصال راهآهن بغداد به داخل ایران و نزدیک شدن این دو خطر به مرزهای هند به مشکلات دفاع از هند میافزود و سیاست انگلیس این بود که این دو دولت را با هم درگیر سازد و قوای آنها را تحلیل ببرد؛ اما تأمل انگلیس در این بود که خود به کدام طرف ملحق شود. منافع بریتانیا حکم میکرد که به روسها نزدیک شود زیرا عقل و درایت روسها اندک و زورشان بیشتر بود؛ ولی مسئله این بود که انگلیس با تقاضاهای روسیه چگونه برخورد نماید؛ تقاضاهای روس در بالکان، داردانل، ایران و افغانستان. مسئله ایران و افغانستان یک امر حیاتی بود و صلاح در این بود که هیچ امتیازی در این منطقه ندهد؛ پس بهتر بود که انگلیس، روسها را به سوی بالکان و داردانل سوق دهد و آنها را امیدوار سازد. سرانجام، در قراردادی که در ۳۱ اوت ۱۹۰۷ در شهر سن پترزبورگ بسته شد روس و انگلیس اختلافات خود درباره ایران و افغانستان را حل کردند و چون اختلافات سیاسی انگلیس و فرانسه و روسیه حل شد سه دولت تشکیل اتفاق مثلث را دادند که هدفشان جلوگیری از پیشرفتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آلمان بود. بحرانهای بالکان قبل از جنگ از ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ جنگهایی درگرفت که زمینه جنگ جهانی اول را آماده ساخت. در سپتامبر ۱۹۱۱ ایتالیا به عثمانی اعلان جنگ داد و طرابلس را اشغال نمود و در نیمه اکتبر ۱۹۱۲ جنگ به پایان رسید. در اکتبر ۱۹۱۲ تقریباً همزمان با ایتالیا، بلغارستان، صربستان، یونان و مونته نگرو به ترکیه حمله نمودند و در اوائل دسامبر ۱۹۱۲ ترکیه تقاضای صلح نمود. در تابستان ۱۹۱۳ جنگ دیگری بر سر غنائم به دست آمده از عثمانی درگرفت. کنفرانس سفیران در دسامبر ۱۹۱۲ توسط گری در لندن تشکیل شد و در ۳۰ مه ۱۹۱۳ در لندن قراردادی امضا شد که ترکها را مجبور میساخت مستملکات خود را از میدیا در ساحل دریای سیاه تا آلتوس در ساحل اژه را به اروپاییان واگذار کنند. اوضاع داخلی و تحولات آلمان پس از وحدت آلمان متحد از نظر قوای مادی و معنوی بی نظیر؛ مجدانه به تعلیم و تربیت فرزندان خود پرداخت، در توسعه فرهنگ و ترویج علوم بر همه کشورها پیشی گرفت و سعی داشت در صنعت و تجارت و بهداشت از علوم و اکتشافات جدید بهره بگیرد. از این رو، در مدت کوتاهی بزرگترین دولت صنعتی و تجاری اروپا گردید، مخترعان را تشویق نمود، صنایع شیمیایی را رونق داد، در وضع قوانین اجتماعی هم از بقیه دولتها پیشی گرفت و برای طبقه کارگر اهمیت قائل شد. در حالی که در بقیه کشورها حقی برای کارگران قائل نبودند. واقعیت دیگر اینکه حکومت خاندان هوهنتسولرن در این کار مؤثر بود. ملت آلمان پس از غلبه بر اتریش و فرانسه دچار غرور ملی شد و سیاستمداران آلمانی از روشهای مختلف این غرور ملی را تقویت نمودند. حتی هر معلمی ناگزیر بود که در سر کلاس درس برتری نژادی ملت آلمان بر سایر ملل عالم را بیان کند و در شاگردان خود روح جنگجوئی بدمد. گذشته از مجالس درس، در معابر، روزنامهها و کتب و نمایشگاهها این برتری نژادی به نوعی القا میشد؛ حتی نیچه یکی از معروفترین فیلسوفان آلمان هم چنین عقیدهای داشت و در یکی از آثار خود چنین گفتهاست که: «اگر آدمی جنگ را فراموش کند از او امید میباید برید» و به همین دلیل کم کم طرز فکر مردم آلمان یکسره تغییر یافت و بر آنها مسلم شد که نژاد آلمانی ممتاز است و باید به سراسر زمین مسلط باشد و این تسلط هم جز از راه جنگ امکانپذیر نیست. ترویج این افکار در آلمان سایر دولتهای اروپایی را نگران ساخت و باعث شد تا بر ضد نژاد ژرمنی با هم متحد شوند. دولت آلمان تا اواخر قرن ۱۹ در افریقا مستعمرهای نداشت ولی پس از وحدت چون جمعیت آن افزایش یافت و صنعت و تجارت رونق گرفت به دنبال تحصیل مستعمرات برآمد تا هم قسمتی از مردم آلمان را به آنجا کوچ دهد و هم مواد خامی که برای کارخانههای داخلی لازم داشت فراهم کند و همچنین بازاری برای فروش کالاهای خود بیابد. سرانجام بیسمارک قسمت بزرگی از اراضی افریقا را به دست آورد که شامل توگو و کامرون در ساحل غربی افریقا و یک ناحیه در جنوب غربی و ناحیه دیگر در مشرق بود. آلمان پس از پیروزی بر فرانسه از نظر نیروهای نظامی بر سایر کشورهای اروپا برتری یافته بود؛ ولی باز هم به این کار ادامه داد و تا سال ۱۹۱۴ روز به روز بر قوای جنگی خود افزود. از سال ۱۹۱۱ آلمان در افزایش نیروهای جنگی کوشید و میزان گسترش قوای مزبور در سالهای ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ با پیشرفت چهل ساله آن از ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۱ برابر بود. در طی این مدت کوتاه شبکههای گسترده راهآهن و راههای شوسه، تأسیسات عظیم صنعتی، نهادهای قدرتمند اقتصادی و به خصوص تشکیلات گسترده نظامی آلمان موجب وحشت قدرتهای اروپایی گردید. در سال ۱۹۱۴ آلمان از نظر صنعتی و اقتصادی به پیشرفتهای عظیمی دست یافت. به لحاظ نظامی نیز دارای قدرتمندترین ارتش و نیروی دریایی شد. روحیه نظامیگری در مزرعه، کارخانه و پادگان و همه جا حاکم بود و همه چیز در خدمت ارتش قرار داشت. نیروهای نظامی آلمان بیش از یک میلیون نفر بودند و این افزایش نیروهای صنعتی و نظامی موجب اشباع جامعه آلمان گردید و آلمان مجبور بود سرمایه و کالاهای اضافی را به دیگر مناطق جهان بفرستد؛ بنابر این به دنبال مناطق نفوذ اقتصادی و منابع مواد اولیه بود و این هم یکی از دلایل جنگ جهانی اول بود. برقراری روابط بین آلمان و عثمانی یکی از کشورهایی که آلمان علاقهمند بود روابط خود را با آن گسترش دهد امپراتوری عثمانی بود که بر منابع نفتی تسلط داشت. از سال ۱۸۸۰م. آلمان متوجه اهمیت روابط با امپراتوری عثمانی گردید. در سال ۱۸۸۲ سپهسالار فون در گلتز از سوی سلطان عبدالحمید مأموریت یافت ارتش عثمانی را دارای سازمان منظمی سازد و افراد آن را آموزش دهد. افسران برجسته هیئت نظامی آلمانی که در عثمانی فعالیت داشتند شامل فیلدمارشال پروسی فن در گلتس، دو ژنرال دیگر لیمان فن ساندرز و فون فالکنهاین سه دریاسالار به نامهای سوچون، اودم و مرتن و چند افسر دیگر بودند. البته یکی از طراحان برنامه گسترش فعالیت آلمان در خاورمیانه مارشال فن بی براشتاین بود که از ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۲ سفیر آلمان در باب عالی بود و اعتقاد داشت که اجرای این برنامه موجب درگیری بین روسیه و آلمان خواهد شد. در سال ۱۸۹۸ ویلهلم دوم و ملکه آلمان به استانبول سفر کردند و فصل جدیدی در همکاری بین دو ملت پدید آمد. امپراتور آلمان در مسافرت دوم خود به امپراتوری عثمانی خود را طرفدار دوستی ملت ترک و سایر ملل ملسمان معرفی نمود و در نطق خود اظهار داشت: «اعلیحضرت سلطان عبدالحمید و ۳۰۰ میلیون مسلمان میتوانند اطمینان داشته باشند که آلمان، دوست و هواخواه آنهاست». این سیاست به زودی به لحاظ اقتصادی ثمرات مهمی برای آلمان به بار آورد، بانکداران و بازرگانان آلمانی در سراسر امپراتوری عثمانی مستقر شدند و امتیازات مهمی به مؤسسات اقتصادی آلمان داده شد. آلمان در جست وجوی نفت بود و علاوه بر آن برای رقابت با انگلیس به یک نیروی دریایی قوی نیاز داشت. آلمانیها در هنگام مذاکره با دولت عثمانی در مورد منابع نفتی عراق سخن نگفتند بلکه فقط تقاضای اخذ امتیاز خط راهآهن را داشتند، به این شرط که امتیاز استخراج معادن اطراف راهآهن تا شعاع ۲۰ کیلومتر به آنها داده شود. در سال ۱۹۰۲ بانک آلمان، امتیاز ساختمان راهآهن برلین – بغداد را به دست آورد که باعث نفوذ هرچه بیشتر آلمان در میانرودان میگردید. یکی دیگر از امتیازات آلمان از عثمانی ادامه راهآهن از بغداد به خانقین بود که آلمان تصمیم داشت پس از اتمام خط آهن بغداد، همین راه را از خانقین به تهران و ولایات مرکزی ادامه دهد و ایران را به اروپا مربوط سازد. در سال ۱۹۱۰ مدت تعهد ایران در مقابل روسیه که ۲۰ سال حق ساختن راهآهن را از ایران سلب نموده بود تمام میشد؛ به همین علت از طرف بانک مشهور آلمان به نام دویچه بانک مأموری به نام سیدروت به ایران آمد که امتیاز خط آهن خانقین ـ تهران را به دست آورد. این امر موجب نگرانی مقامات روسی و انگلیسی شد و باعث مبادله یادداشت هفتم آوریل ۱۹۱۰ بین ایران و آن دو دولت گردید، و ایران به ناچار تعهد نمود که بعد از این امتیازی که مخالف منافع آن دو دولت باشد به هیچ تبعه دولت خارجی واگذار نکند؛ بنابر این، تلاش آلمان به نتیجه نرسید. اما نفوذ نظامی آلمان در امپراتوری عثمانی افزایش یافت و در ۱۹۱۴ آموزش ارتش عثمانی به یک گروه چهل و دو نفره از افسران آلمانی به ریاست ژنرال لیمان فن ساندرز واگذار شد. سپس آلمان تصمیم گرفت در مورد ادامه راهآهن برلین ـ بغداد با روسیه مذاکراتی انجام دهد. در ۱۹۱۰تزار نیکلای دوم و ویلهلم امپراتور آلمان در پوتسدام ملاقات نمودند و در مورد منافع روس و آلمان در ایران مذاکراتی صورت گرفت. سرانجام، در ۱۹ اوت ۱۹۱۱ قراردادی بین روسیه و آلمان در سن پترزبورگ منعقد شد که به موجب آن دولت آلمان منطقه نفوذ روسیه را به رسمیت شناخت. و در عوض روسیه هم اجازه داد که اگر تا چهار سال دیگر راهآهنهای روس به خانقین متصل نشود دولت آلمان حق داشته باشد خط آهن اسلامبول ـ بغداد و خانقین ـ تهران را بسازد. دلایل وقوع جنگ جهانی اول به طور کلی این مسائل بود که زمینههای جنگ جهانی اول را فراهم ساخت: علل جنگ جهانی اول عبارت بود از: رقابت اتریش و روسیه در بالکان، اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال ۱۸۷۰ درباره آلزاس ولرن و رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس؛ اما بهانه شروع جنگ این بود که آرشیدوک فرانتس ولیعهد امپراطوری اتریش به دست پرنزیب تبعه اتریش و متکلم به زبان صربستانی در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴ در سارایوو یوسنی به قتل رسید و اتریش ادعا کرد صربستان در این کار دخالت داشته و تقاضا نمود تحقیقاتی با شرکت نمایندگان اتریش صورت پذیرد که دولت صربستان تحقیقات را قبول نمود ولی با حضور نمایندگان خارجی مخالفت کرد. دولت اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه بسیج عمومی اعلام کرد و آلمان هم به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد. قوای آلمان به بلژیک حمله کرد و این اقدام یعنی حمله به یک کشور بیطرف موجب دخالت انگلیس در جنگ شد. نخستین جبهه: از رمانتیسم به سنگرها وقتیکه در ماه اوت ۱۹۱۴ جنگ اعلام شد، میلیونها تن از مردم شادمان در خیابانهای شهرهای مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی نمودند. مردم تصمیم حاکمان خود برای رفتن به جنگ مورد حمایت قرار دادند. مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم میآورند. با این وجود، صحنههای دهشت انگیز جنگ جهانی اول، نگرش مردم به جنگ را تغییر داد. یک نسل کامل از مردان جوان به خاک و خون کشیده شدند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 19:53 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
اگه عکس ها ظاهر نشدمد روی انها راست کلیک کنید و گزینه ی show picture را انتخاب کنید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 16:25 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 20:15 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
1) مرتفع ترين مرتفع ترين پايتخت جهان شهر لاپاز، در بوليوي است. اين شهر 12 هزار پا از سطح دريا ارتفاع دارد. 2 ) بلندترين صداي جهان بلندترين صداي جهان صداي گردش زمين به دور خودش مي باشد و آنقدر شديد است که اگر ما بشنويم فورآ خواهيم مرد 3) زيبا ترين و بلند ترين ساختمانها ساختمان هاي شهر نيويورک در کشور آمريکا، بزرگ ترين و بهترين ساختمان هاي جهان معرفي شدند. 4 ) بلندترين کوه هاي جهان عموما فکر مي شود که بلندترين کوه هاي جهان در تبت قرار دارد .ولي اگر خاطرات مسافران به قطب جنوب برسي شود , آنان از کوه هايي صحبت کرده اند که بسيار بلندتر از اورست است . 5 ) بلندترين بادگير بلندترين بادگير در ايران در شهرستان ابرکوه در استان يزد قرار دارد.اين باد گير زيبا به صورت يک بادگير بزرگ در پايين ويک بادگيرکوچکتر برروي آن مي باشد.اين بادگير در خانه آقازاده قرار داردو مربوط به عصرقاجار مي باشد 6 ) بلندترين جراثقال سيار جراثقال 810 تني مارک " روزن کرانزک 10001 " بلندترين جراثقال سيار در جهان است. قدرت بالابري ( حداکثر وزن بار ) آن 984 تن و طول بازوي متحرک آن 202 متر است. 7 ) بلندترين طناب براي مسابقات طناب کشي که در جشنواره سالانه ناهاسيتي ( در اوکيناواي ژاپن ) در اکتبر 1995 برگزار شد، طنابي به طول 172 متر و قطر 1/54 متر از الياف گياه برنج تهيه گرديد. وزن اين طناب عظيم الجثه 26/73 تن بود. 8 ) بلندترين مجتمع آپارتماني ساختمان 100 طبقه موسوم به جان هنکاک سنتر در شهر شيکاگو، با 343/5 متر ارتفاع ، بلندترين مجتمع آپارتماني در جهان به شمار مي رود. 9 ) بلندترين ساختمان بانک ساختمان 72 طبقه فرست بنک تاور (First Bank Tower) بانک مونترال در شهر تورنتو در کانادا با 284/98 متر ارتفاع ، بلندترين ساختمان بانک در جهان است. 10 ) بلندترين شمع بلندترين شمع جهان در نمايشگاه استکهلم در سال 1897 به نمايش گذاشته شد که ارتفاعش 24/38 متر و قطرش 2/59 متر بود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 14:3 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:48 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
كومولونيمبوس (Cumulunimbus): اين ابرها را تودههاي بزرگ و انبوه ابر كه به شكل برج عظيمي سر به آسمان كشيدهاند تشكيل ميگردند رنگ قسمت فوقاني در اين ابرها متمايل به آبي و سطح زيرين آب كاملاً تيره ميباشد . اين ابرها به نام ابرهاي رعدوبرق نيز معروفاند. و بارندگي آنها بصورت رگباري است. اغلب با يك جبهه سرد و فعال همراه بوده و يا در اثر ناپايداري محلي ايجاد ميشوند و در عرضهاي ميانه اغلب در اوايل بهار و پاييز مشاهده ميشوند.
------------------------------------------------------ كومولوس: (Cumulus) اين ابرها اغلب ساختمان گل كلمي داشته و سطح بالاي آن حالت گنبدي دارد و متشكل از قطعات كوچك ابرهاي سفيد پنبهاي است كه معمولاً صبحگاهان در امتداد ارتفاعات تشكيل ميگردند و داراي حالت جوشش (در اثر صعود هواي مرطوب) هستند . قطعات پراكنده اين ابرها تقريباً داراي ارتفاع يكسان و معرف به كومولوسهاي هواي خوب ميباشند.
---------------------------------------------------------------- نيمبواستراتوس : (Nimbostratus) اين ابرها متراكم و فاقد شكل معيني بوده و تمام آسمان را بهطور نامنظم ميپوشانند بارندگيهاي حاصل از اين ابرها اغلب مداومند ------------------------------------------------------------------------ استراتوكومولوس (Stratucumulus): اين ابرها داراي رنگي تيره و يا سفيد متمايل به خاكستري بوده معمولاً بصورت دسته يا خطوط و يا تودههاي كروي مانند بزرگ و امواج كروي از ابرهاي خاكستري با فواصل و شكافهاي روشن تشكيل ميگردد. اين ابرها اغلب بيشتر آسمان را پوشانده و بارندگي آن بصورت ريزدانه بود. و در نتيجه فاقد شرايط بارندگيهاي رگباري است.
----------------------------------------------------------------- استراتوس : (Stratus) نوع اصلي اين ابر لايهاي يكدست و شبيه مه ميباشد . و معمولاً به صورت توده متراكمي از بخار آب كه قطر آن در همهجا يكسان است، مشاهده ميگردد. ارتفاع اين ابر از سطح زمين بسيار كم است بارندگي در اين ابرها در حرارتهاي فوق صفر درجه سانتيگراد بصورت ريزدانه ميباشد --------------------------------------------------------------------------- آلتوكومولوس : (Altocumulus) اين ابرها شامل لايهها و يا تكههاي بزرگ گوي مانندي از قطرات زير آب بوده كه معمولاً بصورت شيار و يا امواج نسبتاً منظمي مشاهده ميگردد. جريان عمودي هوا در لايهاي كه بوسيله اين ابرها پوشيده شده، سبب رشد سريع قابل ملاحظهايي در جهت عمودي در اين ابر ميگردد به همين سبب، اين ابرها اغلب در بالاي قلل كوهها و يا در فوق جريانات عمودي مشاهده ميگردند . اين ابر اغلب شكل عدسي دارند . پديدار شدن اين ابرها در آسمان بيانگر شرايط بد هوا و ايجاد رعد و برق ميباشد.
---------------------------------------------------------------------- آلتو استراتوس (Altostratus) : اين ابرها به صورت لايههاي يكنواخت و متحدالشكل خاكستري يا متمايل به آبي به صورت تركيبي از الياف، آسمان را ميپوشانند. --------------------------------------------------------------------- سيرو كومولوس (Cirrocumulus) : اين ابرها اغلب از توسعه ابرهاي سيرو استراتوس حاصل شده و بدون سايه ميباشند و غالباً به جاي خورشيد و ماه هالهاي در آسمان بوجود ميآورند. ساختمان آنها اغلب متشكل از قطعات سفيد رنگ بوده و معمولاً پيش از ابرهاي سيروس در آسمان ظاهر ميشوند. ظهور آنها در آسمان، مقدمه فرا رسيدن هواي ابري و طوفاني است.
--------------------------------------------------------------------- سيرو استراتوس (Cirrostratus) : اين ابرها را ميتوان سيروسهاي نازك تور مانندي دانست كه از ابرهاي كوچك سفيد و به هم فشرده به شكل گوله پشمي شكيل يافتهاند و به علت شفافيت خورشيد و ماه و ستارگان از پشت آنها قابل رويت بوده و اغلب هالهاي دور خورشيد و ماه تشكيل ميدهند. اين هاله نتيجه شكست نور بوسيله بلورهاي يخ معلق در هوا است ظهور اين ابرها، علامت نزديك شدن هواي طوفاني بوده و به همين لحاظ، اين ابرها را ميتوان پيش از فرا رسيدن هواي بد و يا حالتهاي طوفاني هوا، مشاهده نمود ----------------------------------------------------------------------------- ابرهاي سيروس (Cirrus) : اين ابرها از مرتفعترين ابرها بوده واغلب به صورت پرمانند و سفيد رنگ و شفاف (ملو از بلورهاي يخ) در آسمان ديده ميشوند. اين ابرها بعضاً به صورت دستههاي منظم جدا از هم، در آسمان ديده ميشوند در اين صورت موسوم به سيروسهاي هواي خوب بوده و اگر توأم با ابرهاي سيرواستراتوس و آلتواستراتوس گردند. معمولاً علامت هواي بد ميباشند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:42 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
باید ببخشین چون حجم صفحه بالا نره مجبور شدم تو ادامه ی مطلب بزارم
باز هم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 14:49 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
باید ببخشین چون حجم صفحه بالا نره مجبور شدم تو ادامه ی مطلب بزارم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:22 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
"اموزش ساخت نارنجک
این مطلب فقط برای اموزش میباشد و هر گونه استفاده ی نامناسب از ان بر عهده ی خودتان است ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 14:39 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
ساخت نارنجک دودزا
ساخت نارنجک دودزااین مطب فقط جنبه ی اموزشی دارد و هر گونه استفاده نامناسب از این مطلب به عهده ی خودتان میباشد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 9:26 توسط $=ARIAN=$ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ادرس های دیگر وبلاگم :
http://www.arianbatista.dom.ir http://www.arianbatista.coo.ir http://www.arianbatista.not.ir http://www.arianbatista.num.ir http://www.arianbatista.ir5.org http://www.arianbatista.clik.ir اگر مایل به تبادل لینک با این سایت بودید در قسمت نظرات اعلام کنید (به وبلاگ هایی که آدرس هایشان را ننوشته اند یا اشتباه نوشته اند ویا وبلاگ انها ف-ی-ل-ت-ر- شده پاسخی نخواهد داده شد) با تشکر فراوان:$=ARIAN=$ |
| پیوندهای روزانه |
|
دانلود کم حجم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
کشتی کج خنده دار رمز ,کدتقلب,راهیابی و نقد بازی ها باهال کد جاوا و html ترفند رفع مشکلات خوانندگان دانلود آشپزی معرفی سایت |
| پیوندها |
|
دانلود کم حجم جی تی ای راهنمای بازی و هر چی که بخوای دانستنی ها یه وبلاگ توووپ برای همه ی سلیقه ها تحقیق و مقاله *کدتقلب ، سيو ، ترينر ، پوستر و نقد ومعرفي بازي هاي جديد و قديم* |
|
RSS
|